X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

ازدواج عاقلانه زندگی عاشقانه

اولین راه برای این کار شناخت دو جنس از همه
دوشنبه 19 بهمن‌ماه سال 1394

۲۰ نشانه یک همسر سلطه گر و زورگو

۲۰ نشانه یک همسر سلطه گر و زورگو


الگوهای رفتاری خطرناک و ناسالم همیشه چندان واضح نیستند. همه ما ممکن است در دوره‌ای از زندگی گرفتار روابط مسموم شویم. و رفتارهای کنترل ‌گر هیچ مرز و محدودیتی نمی‌شناسد – آدمها در سن، جنسیت، گرایش جنسی یا وضعیت اجتماعی-اقتصادی ممکن است در روابط خود سلطه گر باشند.

یک فرد کنترل‌ گر در ذهن خیلی از ما کسی است که دیگران را از مسیری که در زندگی‌شان می‌روند سرزنش کرده، خشونت فیزیکی دارد یا به طور مداوم تهدید کرده یا اولتیماتوم می‌دهد. ما این فرد را قلدری تجسم می‌کنیم که به هر کس که می‌رسد او را تحقیر کرده و مدام به همسرش دستور می‌دهد. بااینکه این علامت‌ها به شدت مشکل‌ساز هستند اما نشانه‌های دیگری هم هست که به طور کاملاً متفاوتی خود را نشان می‌دهند.

افراد زورگو و کنترل‌کننده برای تسلط یافتن بر همسرشان از ابزارهای مختلفی استفاده می‌کنند. گاهی‌اوقات این کنترل احساسی آنقدر پیچیده می‌شود که کسی که تحت کنترل قرار گرفته باور می‌کند که خودش فرد زورگوی جمع است و یا خیلی خوش‌شانس است که همسر کنترل‌کننده‌اش او را تحمل کرده و با او مانده است. این رفتار چه منجر به مشکلات و آزارهای احساسی و فیزیکی بیشتر شود یا نشود، وضعیت سالمی در رابطه به حساب نمی‌آید. اگر بیشتر از چند مورد از علامت‌های زیر را در همسرتان مشاهده کردید، حتماً این مشکل را جدی بگیرید.

۱- جدا کردن شما از دوستان و خانواده‌تان. ممکن است کم‌کم شروع شود اما معمولاً این اولین قدم برای کنترل کردن شماست. ممکن است از اینکه چقدر با برادرتان تلفنی صحبت می‌کنید شکایت کند یا بگوید از دوست صمیمی شما خوشش نمی‌آید و شما نباید دیگر با او معاشرت کنید. یا سعی می‌کند شما را برعلیه کسانی که تا پیش از این به آنها تکیه می‌کردید بشوراند. هدف او از بین بردن شبکه حمایتی شما و درنتیجه قدرتتان است تا احتمال اینکه بتوانید مقابل او بایستید کمتر شود.

۲- انتقاد مزمن- حتی اگر موارد کوچک باشد. انتقاد هم مثل جدا کردن شما چیزی است که کم‌کم شروع می‌شود. درواقع، ممکن است خودتان را متقاعد کنید که انتقادهای او فقط برای کمک کردن به شماست یا فقط ابراز عقیده‌اش است که مدل لباس‌ پوشیدن، حرف زدن، غذا خوردن یا رفتارهای شما را دوست ندارد و شما نباید به خودتان بگیرید. اما این انتقادها هرچقدر هم کوچک و جزئی باشند، بخشی دائمی از رابطه شما شده و احساس پذیرفته‌شدن، دوست داشته شدن و ارزشمند بودن را برای شما سخت‌تر خواهد کرد.

۳- تهدیدهای بیش از اندازه بر علیه شما یا خودش. خیلی‌ها فکر می‌کنند که تهدید فقط باید فیزیکی باشد تا خطرناک و مشکل‌ساز قلمداد شود. اما تهدید به ترک کردن، قطع کردن امتیازها یا تهدید به آسیب رساندن به خودش یا شما درست مثل خشونت فیزیکی مشکل‌دار است. برای هیچکس خوشایند نیست که در رابطه‌ای باشد که مدام ترس از ترک شدن یا آسیب دیدن داشته باشد. خیلی وقت‌ها تهدید به این خواهید شد که اگر او را ترک کنید، خانه، فرزندان و حمایت مالی‌تان را از دست خواهید داد. این تهدید‌ها چه واقعی باشند چه غیرواقعی راهی برای کنترل کردن شما برای به دست آوردن فرمانبرداری‌تان است.

۴- شرطی کردن محبت/توجه/جذابیت. «اگه فلان کار را انجام بدی بیشتر دوستت خواهم داشت.» «اگه وزنت را پایین بیاری برای من جذاب‌تر میشی.» «اگه حتی زحمت شام درست کردن به خودت نمیدی واقعاً نمیدونم این رابطه به چه دردی می‌خوره.» «اگه بیشتر به موهات برسی به نظر من خوشگلتر‌ میشی.» «اگه دانشگاهت رو تموم کنی شاید بتونی حرفی برای گفتن با دوستای من پیدا کنی و از جمع عقب نمیمونی.» همه این حرف‌ها پیام یکسانی دارند: شما، در این لحظه، به اندازه کافی خوب نیستید. این رفتار بسیاری از افراد سلطه گر در روابط کنترل‌کننده است.

۵- چرتکه انداختن برای کمک‌هایش. روابط سالم و بادوام کاملاً متقابل هستند. این جزء ذات چنین روابطی است که دو طرف برای کمک به همدیگر از هیچ فرصتی دریغ نکنند. اما اگر می‌بینید طرف شما بخاطر کوچکترین اقدامی که برای شما کرده است چرتکه می‌اندازد – چه با کینه به دل گرفتن باشد، چه طلب کردن عملی متقابل از شما و … – مسلم است که می‌خواهد جایگاهی بالاتر از شما برای خود حفظ کند.

۶- استفاده از عذاب‌وجدان بعنوان یک ابزار. خیلی از افراد سلطه گر آنقدر مهارت دارند که می‌توانند از احساسات خود فرد برعلیه خودشان استفاده کنند. آنها با ایجاد حس عذاب‌وجدان در فردمقابل خود بخاطر کارهایی که بصورت روزمره انجام می‌دهد، به هدف خود برای کنترل کردن او می‌رسند چون طرفشان کم‌کم همه تلاش خود را می‌کند که آن حس عذاب‌وجدان را پیدا نکند. اغلب فرد تحت سلطه قدرت خود را از دست داده و از نظرات شخصی خود در رابطه می‌گذرد و طبق میل فرد سلطه گر رفتار می‌کند.

۷- بدهکار کردن شما. افراد سلطه گر در ابتدای رابطه ژست‌هایی به شدت عاشقانه و رمانتیک دارند اما با نزدیک‌تر شدنتان به هم، خیلی از آن ژست‌ها –هدایای گران قیمت، انتظار تعهد زودهنگام، بردن شما به رستوران‌های لوکس و…– فقط برای کنترل کردن شماست. همه این کارها را می‌کند که شما معذب شوید که درمقابل کاری برای او انجام دهید و فرار کردن از آن رابطه را از نظر احساسی و منطقی برایتان سخت‌تر می‌کند.

۸- جاسوسی کردن و بازجویی کردن مداوم. فرد سلطه گر احساس می‌کند حق دارد بیشتر از آنچه که می‌داند بداند. جاسوسی‌هایش را چه مخفیانه انجام دهد چه از شما بخواهد همه چیز را با او درمیان بگذارید، این تجاوز به مرزهای شماست. احتمال دارد تلفن‌همراهتان را چک کند، رمز عبور پروفایل‌های شما در رسانه‌های اجتماعی را طلب می‌کند، ایمیلتان را چک می‌کند و همه اینها را با گفتن اینکه به شما اعتماد ندارد یا به زبان آوردن جمله کلیشه‌ای «اگه کار اشتباهی نمیکنی از چی میترسی» توجیه می‌کنند. این رفتارها تجاوز به حریم شخصی شماست و نشان می‌دهد که این فرد هیچ تمایلی برای اعتماد کردن به شما ندارد و درمقابل می‌خواهد مثل پلیس‌ها مدام شما را بازجویی کند.

۹- حسادت کردن، تهمت زدن و پارانویا. حسادت‌های او در ابتدای رابطه برایتان جذاب است. باعث می‌شود تصور کنید برایش اهمیت دارید و مراقبتان است. اما وقتی این حسادت‌ها شدیدتر می‌شوند، ممکن است ترسناک و تملک‌گرایانه شوند. کسی که با ارتباط شما با دیگران شک دارد و شما را بخاطر روابط سالمی که با دیگران دارید متهم می‌کند، فردی مضطرب، حسود، مبتلا به پارانویا و بی‌اعتمادبه‌نفس است. علاوه بر آن، از این رفتار برای کنترل شما در رابطه هم استفاده می‌کند.

۱۰- احترام نگذاشتن برای زمانی که دوست دارید تنها باشید. این هم روش دیگری برای نابود کردن قدرت شماست: ایجاد عذاب‌وجدان بخاطر زمانی که نیاز دارید تنها باشید یا اینکه باعث شوند بخاطر این کارتان احساس کنید به اندازه کافی دوستشان ندارید و به همین دلیل می‌خواهید زمان‌هایی را بدون آنها بگذرانید. طبیعی است که دو طرف به یک اندازه به این اوقات تنهایی نیاز نداشته باشند، حتی اگر هر دو افراد برون‌گرا باشند نه درون‌گرا. در روابط سالم حرف زدن درمورد این نیازها افراد را به مصالحه می‌رساند. اما در روابطی که یکی از طرفین سلطه گر است، طرفی که به زمانی برای تنها بودن نیاز دارد فردی خودخواه قلمداد می‌شود که طرفش را نادیده گرفته است.

۱۱- وادار کردنتان به کسب اعتماد یا هر رفتار خوب دیگر. البته مطمئناً اعتماد شما به کسی که پنج سال است می‌شناسید تا کسی که یک ماه است با او معاشرت می‌کنید بیشتر است اما قسمتی از اعتماد باید در ذات یک ارتباط وجود داشته باشد. بعنوان مثال نباید لحظه به لحظه کارهایی که می‌کنید یا جاهایی که می‌روید را برای کسی توضیح دهید و همینطور طرفتان نباید حق دسترسی داشتن به اکانت ایمیل یا پروفایل‌هایتان در رسانه‌های اجتماعی را داشته باشد. اگر اعتماد چیزی باشد که مجبور شوید برای کسب آن تلاش کنید به جای اینکه جزء ذات ارتباطتان باشد، باید بدانید که رابطه‌تان مشکل دارد.

۱۲- گناهکار فرض کردن شما تازمانیکه خلاف آن ثابت شود. فرد سلطه گر مهارت زیادی در ایجاد این حس در شما دارد که کار اشتباهی انجام داده‌اید، حتی قبل از اینکه بفهمید اصلاً چکار کرده‌اید. ممکن است از راه برسید و ببینید از چیزی که متوجه آن شده‌اند یا در غیاب شما به آن فکر کرده‌اند عصبانی هستند. و آنقدر مدارک علیه کار اشتباهتان ارائه می‌کنند تا احساس کنید یک پرونده درست و حسابی علیه شما تنظیم کرده‌اند — حتی بااینکه اصلاً آن را درک نمی‌کنید. از جایی که لیوان قهوه‌اش را گذاشته‌اید تا ناهار خوردنتان با یکی از همکارانتان بدون اینکه به او بگویید، همیشه به داشتن انگیزه‌های تبه‌کارانه متهم هستید. چرا اینکار را می‌کنند؟ بخاطر اینکه از آن برای وادار کردنتان به کاری یا چیزی استفاده کنند و یا تلاش کنند آنطور که آنها می‌خواهند رفتار کنید.

۱۳- خسته کردن شما از بحث و مشاجره تا جایی که کوتاه بیایید. خیلی از افراد سلطه گر با زیرکی حرف خود را به کرسی می‌نشانند اما خیلی از آنها هم آنقدر با شما بحث می‌کنند که بالاخره حرف خود را به کرسی بنشانند. این در مواردی که طرفشان منفعل‌تر باشد و حوصله بحث کردن طولانی مدا سر یک مسئله را نداشته باشد شایع‌تر است. با این روش طرفشان را از بحث‌های طولانی خسته کرده و باعث می‌شوند حرفشان را بپذیرند.

۱۴- ایجاد احساس حقارت در شما بخاطر اعتقاداتتان. چه درمورد ایمان و اعتقادات مذهبی‌تان باشد، چه عقاید سیاسی‌تان. چه سنت‌های فرهنگی یا دیدگاه شما نسبت به طبیعت انسان. خیلی خوب است که کسی که در زندگی‌مان است ما را به بحث‌های جالب که باعث می‌شود دیدی متفاوت نسبت به دنیا پیدا کنیم، وارد کند اما اینکه عقاید شما را احمقانه جلوه دهد و تحقیرتان کند و سعی کند دیدگاه شما را درمورد چیزی که خیلی برایتان مهم است تغییر دهد اصلاً خوب نیست. به استقبال تجربیات و ایده‌های جدید رفتن فوق‌العاده است اما برای یک همسر سلطه گر این فقط یک خیابان یکطرفه است. او دوست دارد شما را وادار به پذیرفتن اعتقادات خودش کند.

۱۵- ایجاد این حس که ارزش با او بودن را ندارید. همسران سلطه گر چه با ایجاد این حس باشد که کمتر از آنها جذاب هستید یا با بزرگ‌تر جلوه دادن دستاوردهای کاری خودشان نسبت به دستاوردهای شما یا مقایسه کردن شما با افرادیکه قبلاً در زندگی‌شان بوده‌اند، می‌خواهند وادارتان کنند که قدر اینکه با آنها هستید را بدانید. این باعث می‌شود سعی کنید برای خوشحال و راضی کردنشان بیشتر و بیشتر تلاش کنید.

۱۶. اذیت کردن و مسخره کردن‌هایی که ایجاد ناراحتی کند. شوخی و اذیت کردن یکی از روش‌های ارتباطی در خیلی از روابط است. نکته مهم این است که این رفتار در هر دو طرف احساس راحتی و محبت ایجاد کند. اما در بسیار از روابط سلطه گر، آزار احساسی با جملاتی نظیر «فقط داشتم شوخی می‌کردم، نباید به خودت بگیری» توجیه می‌شود. این رفتار نه تنها شما را ناراحت کرده بلکه به داشتن واکنش نادرست هم متهم کرده است و در اصل به شما گفته می‌شود که در برابر اینکه چه احساسی پیدا کنید حقی ندارید.

۱۷- ارتباط جنسی که بعد از آن احساس ناراحتی دارید. رفتارهای سلطه گر و کنترل‌کننده همیشه راه خود را در اتاق‌خوابتان هم باز می‌کنند. گاهی‌اوقات در همان لحظه ارتباط جنسی هم هیچ‌چیز برایتان خوشایند نیست و گاهی بعد از آن احساس ناراحتی به شما دست می‌دهد. در هر دو حالت وقتی ارتباط جنسی با او احساس خوبی به شما نمی‌دهد، نشانه این است که مشکلی وجود دارد.

۱۸- عدم تمایل به شنیدن نظرات شما. متوجه می‌شوید که مدام وسط حرف شما می‌پرد یا نظراتی که ارائه می‌کنید خیلی زود فراموش می‌شوند یا اصلاً توجهی به آنها نمی‌شود. مکالمات شما معمولاً تحت سلطه اوست تاجاییکه یادتان نمی‌آید آخرین باری که درمورد نظر شما سوال کرده است کی بوده است. همینطور هیچوقت اجازه نمی‌دهد درمورد رفتارهای او نظر و احساستان را ابراز کنید.

۱۹- مجبور کردن شما به رفتارهای ناسالم مثل اعتیاد به موادمخدر. زیر سوال بردن اهداف شما برای تناسب‌اندام، وسوسه کردن مداوم شما به کشیدن سیگار وقتی ترکش کرده‌اید، احترام نگذاشتن به تصمیم شما به کمتر نوشیدن مشروبات الکلی و … همه اینها روش‌هایی است که همسر سلطه‌گر تلاش‌های شما برای سالم‌تر زندگی کردن را خنثی می‌کند. ازآنجا که این افراد تلاش می‌کنند طرف‌مقابل خود را ضعیف‌تر کنند، ابزاری طبیعی برایشان به حساب می‌آید.

۲۰- از بین بردن اهداف تحصیلی و کاری‌تان با ایجاد حس تردید به خودتان. شاید همیشه فکر می‌کردید به دانشکده حقوق بروید و الان همسرتان باعث می‌شود احساس کنید که نمراتتان به اندازه کافی خوب نیست که در آن رشته قبول شوید. شاید همیشه دوست داشتید تجارتی برای خودتان راه بیندازید اما همسرتان افکار و ایده‌های شما را احمقانه می‌داند و باعث شده است اعتمادبه‌نفستان را از دست بدهید. یک همسر سلطه‌گر با کاشتن بذر تردید درمورد استعدادها و توانایی‌هایتان، همیشه از شما بعنوان سلاحی علیه خودتان استفاده می‌کند. این روشی دیگر برای گرفتن استقلال شما و وابسته کردن بیشترتان به خودش است تا خواسته‌های او را بهتر انجام دهید.

فکر می‌کنید این رفتارها را در همسرتان می‌بینید؟ حتماً آن را جدی بگیرید!

اشتراک
منبع مقاله : psychologytoday.com
 مترجم : زینب آرمند
دوشنبه 19 بهمن‌ماه سال 1394

سوالاتی که هیچوقت نباید از همسرتان بپرسید

سوالاتی که هیچوقت نباید از همسرتان بپرسید

دوشنبه 19 بهمن‌ماه سال 1394

ازدواج با مردان مسن

ازدواج با مردان مسن


درست است که اختلاف سنی مناسب یکی از فاکتورهای مهم در ازدواج به شمار می رود اما هنوز هم خبر ازدواج های عجیب و غریبی ممکن است به گوشتان بخورد که در آن دختری جوان با مردی میانسال ازدواج کرده است. ازدواج هایی که در آنها فاصله سنی بیشتر شبیه فاصله سنی دختر و پدر است تا زن و شوهر.


ازدواج با مردان مسن

تحقیقات گویای این مطلب هستند که خانم ها به طور طبیعی بیش از آقایون عمر می کنند. البته این امر بدان معنا نیست که تا به حال اتفاق نیفتاده که مردی بیش از همسر خود عمر کند، بلکه به طور طبیعی ثابت شده که میانگین طول عمر خانم ها بیشتر از آقایون است. به همین دلیل اگر قصد وارد شدن در یک رابطه با فردی مسن تر از خودتان را دارید، بهتر است این مسئله را همواره در ذهن داشته باشید. 

با توجه به سن فعلی شما و تفاوت سنی موجود این موضوع از اهمیت ویژه ای برخوردار می شود. به عنوان مثال خانم 30 ساله ای که با یک آقای 50 ساله وارد ارتباط می شود باید به این نکته توجه داشه باشد که اگر بخواهد با این مرد ازدواج کند، ممکن است که به سرعت بیوه شود. البته این امر برای خیلی از افراد اهمیتی ندارند و بیشتر ترجیح می دهند از زمانیکه در کنار هم هستند استفاده کنند تا اینکه بخواهند به زمان مرگ شریک خود فکر کنند. به هر حال خانم های جوان باید از یک چنین حقیقتی آگاه باشند و تصمیم گیری های خود را در نهایت دقت انجام دهند. خود فرد تنها کسی است که می تواند تشخیص دهد که آیا این موضوع برای ایجاد رابطه اهمیت دارد و یا خیر.

افکار عمومی نیز در این میان قابل بحث و بررسی هستند. معمولاً اگر یک خانم جوان با مرد مسنی ازدواج کند مردم فرض را بر این می گذارند که خانم قصد شریک شدن در اموال او را دارد و می خواهد پس از مرگش صاحب کلیه دارایی های او شود. شاید همه خانم ها به چنین قصدی پا پیش نگذارند، اما در اکثر موارد مردم یک چنین پیش فرضی را در ذهن خود می پرورانند؛ اما حقیقت تلخ تر این است که حتی غریبه هایی که شما دو نفر را در خیابان می بینند، نگاه های زیر چشمی به شما می کنند و با این کار خود عدم رضایت از رابطه شما را به نمایش می گذارند.

اگر شما جزء آن دسته از افرادی هستید که نمی توانید چنین اتهاماتی را تحمل کنید، شاید به هیچ وجه قادر به برقراری رابطه با افراد سن بالا نباشید. توجیه کردن رابطه برای تک تک افرادی که می بینید، می تواند فشار بسیار زیادی را بر روی شما وارد کند. البته اگر اینقدر اعتماد به نفس داشته باشید و معتقد باشید که اهداف و نیاتتان برای خودتان مشخص است و هیچ لزومی ندارد که بخواهید تمام امور را در نظر دیگران موجه جلوه بدهید، می توانید از ازدواج خود لذت ببرید.

خانواده نیز یکی از فاکتورهایی است که می تواند در پیمودن این راه تاثیر گذار واقع شود. در چنین شرایطی افراد فامیل زن و مرد، دو دیدگاه کاملاً متفاوت را دنبال می کننند. افراد خانواده دختر معمولاً احساس می کنند که آقای مسن قصد سوء استفاده و بهره کشی از خانم را دارد و خانواده آقا نیز تصور می کنند که خانم به دنبال مال و منال آقا است. به هر حال تعجبی وجود ندارد که هر یک از خانواده ها سعی در حمایت از طرف خودشان دارند. هر چند نظر خانواده ها اهمیت دارد، اما باید بدانید که خودتان به شخصه باید در مورد زندگی خصوصی تان تصمیم بگیرید و گاهی اوقات ضروری است که مخالف نظر آنها عمل کنید.

معمولاً اگر یک خانم جوان با مرد مسنی ازدواج کند مردم فرض را بر این می گذارند که خانم قصد شریک شدن در اموال او را دارد و می خواهد پس از مرگش صاحب کلیه دارایی های او شود. شاید همه خانم ها به چنین قصدی پا پیش نگذارند، اما در اکثر موارد مردم یک چنین پیش فرضی را در ذهن خود می پرورانند

خانمی که تصمیم به برقراری رابطه با یک فرد مسن را می گیرد به خودی خود پذیرای مشکلات بسیار زیادی می شود. باید بداند که ممکن است در سنین جوانی همسرش را از دست بدهد و با مسئله مرگ او روبرو شود. همچنین باید با تفکرات درست یا غلط اطرافیان نیز کنار بیاید و با عقاید خانواده خود و همسرش نیز بسازد؛ اما نهایتاً این زوجین هستند که باید برای زندگی خود تصمیم بگیرند و ببینند که آیا با هم بودنشان ارزش عبور از چنین موانع دشواری را دارد.

دوشنبه 19 بهمن‌ماه سال 1394

در تلگرام به ما بپیوندید

سلام لینک ما در تلگرام

عاشقان خدا

شنبه 23 خرداد‌ماه سال 1394

در 12مرحله همسرمان را به حجاب علاقه مند کنیم

زینت جاودانه غیرت زنانه


بسیاری عادت به بیان خواسته‌های خود در مواجهه با همسرشان ندارند و همین منشأ اختلافات عمیق و گاه چالش‌های غیرقابل برگشت در موضوع همسرداری می‌شود.

 موضوع رعایت حجاب از سوی زن هم یکی از مواردی است که برخی مردها یا با ملاحظه آن را مطرح و یا آنقدر در بیانش تعلل می‌کنند که دیگر حل آن موضوع به راحتی گذشته نیست. کارشناسان پیشنهاد می‌دهند افرادی که علاقه دارند همسرشان حجابی متناسب با شئون اسلامی، اجتماعی و فرهنگی جامعه داشته باشند حتما قبل از ازدواج این موضوع را مطرح کنند چون بعد از ازدواج ممکن است حرف‌زدن درباره‌اش اختلافات زیادی ایجاد کند. دکتر مجید ابهری، روانشناس و متخصص علوم رفتاری که در کلینیک تخصصی‌اش زیاد با این موضوع مواجه بوده است، توضیح می‌دهد که موضوع رعایت حجاب از سوی همسر چگونه و در چه زمانی باید مطرح شود. او می‌گوید که 30درصد اختلافات در خانواده‌های ایرانی به همین موضوع حجاب ربط دارد که آمار بالایی است و باید همسران تلاش کنند این موضوع قبل از اینکه تبدیل به چالش شود درون خانواده‌ها حل شود.

 

  1. مهم‌ترین موضوع در رابطه با مطرح کردن مسئله حجاب با همسر این است که این موضوع اصلا کی باید مطرح شود؛ قبل یا بعد از ازدواج؟ جواب بسیار واضح است: قبل از ازدواج چون در این مرحله هنوز تصمیمی برای زندگی مشترک شکل نگرفته و عدم‌پذیرش درخواست‌های هر کدام از طرفین می‌تواند منجر به این شود که آن ازدواج شکل نگیرد. ولی متأسفانه گاهی پسران جوان آنقدر در فضای عشق و عاشقی قرار می‌گیرند که یا یادشان می‌رود ارزش‌ها و خواسته‌های خود و خانواده‌شان را مطرح کنند و یا اینکه به‌دلیل ترس از عدم‌پذیرش این موضوع از سوی دختر مورد علاقه، آنها را مطرح نمی‌کنند که کار اشتباهی است. همین موضوع باعث می‌شود که بعضی از خانم‌ها می‌گویند قبل از ازدواج موضوع رعایت حجاب با آنها مطرح نشده و همین ظاهر فعلی توسط مردان پذیرفته شده اما بعدا این حرف‌ها به میان آمده و الان پذیرش‌اش از سوی آنها مشکل است. به همین‌خاطر در مورد کسانی که قبل از آغاز زندگی باورها و ارزش‌های اخلاقی خود را به همسران نگفته‌اند باید بگوییم که از نگاه روانشناسی و رفتاری، بانوان، علاقه‌مند به اجرای نظریات و دستورات همسرانشان هستند اما این اجرا شرایط و مقرراتی دارد که یکی از آنها این است که این خواسته‌ها به‌موقع و در زمان خودش مطرح شود.
  2. این یک نکته مهم و غیرقابل کتمان است که بیان خواسته‌های اخلاقی باید همراه با اجرای مبانی ارزش‌ها توسط خود مردان باشد چرا که بعضی از بانوان گله‌مند هستند که مردان از آنها درخواست می‌کنند که حجاب را رعایت کنند اما خودشان به‌دنبال تنوع‌طلبی می‌روند یا اصلا خودشان پوشش خوبی ندارند. نکته مهم اینجاست که رطب خورده نمی‌تواند منع رطب کند؛ یعنی خود مرد باید عامل به اصول اخلاقی باشد. ضمن آنکه باید خواسته‌های مرد مطابق قوانین شرعی باشد و نه یک چیز سلیقه‌ای.
  3. یک دفعه انتظار تغییر نداشته باشید. هیچ‌کس یک شبه متحول نشده است. پس مردانی که علاقه دارند همسرشان حجاب مناسبی داشته باشد باید بدانند همان زن طی 30-20 سال گذشته با رویکرد دیگری زندگی کرده و الان برای تطبیق با شرایط فعلی نیاز به زمان کافی دارد. پس مردها باید با حوصله و صبر این زمان را در اختیار همسرشان قرار دهند تا پوشش‌اش را تغییر دهد.
  4. دستور ندهید. این را مردان باید بدانند که بیان خواسته مورد نظرشان باید همراه با احترام و شرایط ادب باشد نه به‌صورت فرمان یا دستور از بالا به پایین چراکه اینگونه رفتارها ایجاد مقاومت و حتی واکنش‌های لجاجت‌آمیز در پی دارد. برای همین، درخواست‌های اینچنینی باید در فضایی صمیمانه و به دور از چالش باشد.
  5. چه‌کسی هست که از گفت‌وگو‌کردن ضرر کرده باشد. هر چقدر که میزان گفت‌وگو بین همسران زیادتر شده مشکلات در آن خانواده بهتر حل شده است. پس بحث‌های دوستانه و آرام در مورد مزایای حجاب با همسران می‌تواند سرآغاز مناسبی برای شروع این حرکت باشد. اگر خود مرد توانایی علمی و گفتاری ندارد باید از کتب و مقالات یا محصولات دیگر فرهنگی برای همسرش استفاده کند. حتی دیدن برخی فیلم‌های ایرانی که در سال‌های اخیر با رویکرد عفاف و حجاب ساخته شده‌اند می‌تواند راهگشا باشد.
  6. زن‌ها هم غالبا مثل مردها غیرت دارند. پس مردها می‌توانند از این اهرم برای تحریک زن‌ها استفاده کنند. بنابراین بیان واقعی این نکته که هیچ مردی راضی نیست چشمان هوس‌باز افراد بی‌قید بر همسر آنها بیفتد می‌تواند از نظر احساسی محرک خوبی برای آغاز حجاب باشد.
  7. این را بارها گفته‌ایم که مقایسه، تحقیر یا گفتار آزار‌دهنده نه‌تنها مؤثر نیست بلکه موجب بروز نتایج معکوس می‌شود. هر چقدر ما به مردها می‌گوییم که نکته‌های زیادی را در این رابطه رعایت کنند به بانوان هم می‌گوییم که اجرای خواسته همسرانشان نشانگر شکست، عقب‌نشینی یا حقارت نیست. این را به این دلیل می‌گوییم که بعضی اوقات دوستان و نزدیکان خانم‌ها با تحریکات منفی از آنها می‌خواهند در این زمینه مقاومت کنند و همین موضوع موجب بروز اختلافات طولانی و تلخ شدن روابط زناشویی می‌شود.
  8. تداوم داشتن گفت‌وگو‌ها در افزایش میل زن به رعایت بیشتر حجاب خیلی مؤثر است. گاهی دیده شده مردها یک جمله در سال به زنشان می‌گویند که حجابت را رعایت کن بعد تا سال بعد دیگر پیگیر این خواسته نیستند و همین باعث بی‌خیالی زن می‌شود، درحالی‌که خواسته باید مداوم و در عین حال با آرامش وخونسردی باشد. ضمن اینکه تبدیل مباحث اخلاقی و علمی و فرهنگی به بحث‌های خسته‌کننده باعث دلزدگی افراد از معیارهای ارزشی می‌شود. بنابراین عمل به باورهای دینی استفاده از کلام عاطفی حتی عاشقانه برای اجرای یک قانون الهی و اجتماعی نه‌تنها نباید باعث شرم شوهران شود بلکه بزرگ‌ترین اهرم تشویقی در این موضوع به‌حساب می‌آید.
  9. کاری ندارد که هر موقع همسرتان با چادر یا با حجابی که شما از او درخواست کرده‌اید در جمع حاضر شد برای او گل بخرید یا کادویی در ‌شأن کارش به او هدیه دهید. حتی این کار را می‌توانید در همان جمع انجام دهید. حمایت عاطفی و معنوی شما از این کار باز کننده گره کور ماجراست. این حمایت‌ها هر چقدر بیشتر باشد زن‌ها علاقه بیشتری برای انجامش پیدا می‌کنند. پس فراموش نکنید که تشویق‌های مادی و عاطفی و بیان عبارات دلگرم‌کننده و تشویقی هنگام استفاده از حجاب توسط همسران عامل مهمی در تداوم این فرایند اخلاقی است. همچنین ایجاد و تقویت مهارت اجتماعی، عدم‌ترس از تمسخر دیگران و... را هم شما باید به همسرتان آموزش دهید. در حقیقت مردها وظیفه دارند تا مدتی نقش معلم مهربان را بازی کنند. شما حاضرید این کار را انجام دهید؟
  10. خب طبیعی است وقتی شناختی از موضوع حجاب وجود نداشته باشد در پاره‌ای موارد هم این اتفاق پیش می‌آید که خانم احساس می‌کند حجاب او استاندارد و براساس قوانین الهی است که همین تفکر باعث ایجاد مقاومت و لجاجت در آنها می‌شود. در اینگونه موارد مردان باید با ارائه معیارهای استاندارد حجاب مورد قبول شرع به بانوان الگوی اصیل و واقعی حجاب را نشان داده و دوستانه از همسران خود درخواست تطبیق رفتارهایشان با این معیارها کنند.
  11. خب گاهی دیگر واقعا نمی‌شود هیچ کاری کرد. روزهایی هست که مردها احساس می‌کنند همه راه‌ها را رفته‌اند و به نتیجه نرسیده‌اند، بنابراین در مقابل ادامه لجاجت و عدم‌پذیرش زن، ممکن است شوهر خدای ناکرده روابط زناشویی را به جدایی و طلاق برساند که قطعا کار اشتباهی است. برای همین پیشنهاد می‌شود قبل از هرگونه تصمیم‌گیری غیرقابل جبران در این زمینه، شوهر یا آقایان از حضور کارشناسان دینی روحانیت و یا مشاورین مراکز مشاوره در این زمینه بهره بگیرند و اجازه ندهند که کاشانه آنها متلاشی شود. خانم‌ها هم بدانند هیچ‌چیزی بالاتر از حفظ اصل خانواده نیست و باید گاهی خودخواهی یا اثبات موقعیت و یا جایگاهشان را کنار بگذارند و آنطور زندگی کنند که همسرشان دوست دارد.
  12. ‌آیا اجازه دخالت به خانواده‌ها بدهیم؟ این سؤال جدی بسیاری از افراد در این زمینه است. کارشناس ما می‌گوید که اگر خانواده‌ها مخصوصا بزرگ‌ترهای خانواده نقش ریش سفیدی دارند و خانم از آنها حرف‌شنوی دارد بهتر است به‌عنوان راه‌حل آخر به آنها مراجعه کرد اما اگر چنین نقشی وجود ندارد و موضوع به دخالت خانواده‌ها می‌انجامد مطرح نشود بهتر است.

 

(نوشته شده توسط خانم زهرا صالحی)

( تعداد کل: 443 )
   1       2       3       4       5       ...       89    صفحه بعدی