ازدواج عاقلانه زندگی عاشقانه

اولین راه برای این کار شناخت دو جنس از همه

ازدواج عاقلانه زندگی عاشقانه

اولین راه برای این کار شناخت دو جنس از همه

ازدواج فامیلی

شاید همه ما، دست کم یک بار، این جمله را شنیده باشیم که: «عقد دخترعمو و پسرعمو، در آسمانْ بسته شده است». به علاوه، هر روزه شاهد ازدواج‌های خویشاوندان (خویشْ پیوندی یا ازدواج فامیلی) در اطراف خود، در محلّه و فامیل و شهر خود هستیم، در حالی که بخشی دیگر از خویشان و دوستان ما نیز در فامیل خود ازدواج کرده‌اند و یا فرزند یک ازدواج فامیلی هستند. افزون بر این، داستان‌ها و رُمان‌های فراس و فیلم‌ها و سریال‌های تلویزیونی هم نمونه‌های فراوانی از این دست را در خود دارند. در چنین حال و هوایی، کمتر کسی به خود، اجازه می‌دهد که به آسمانی بودن چنین پیوندهایی، به چشم تردید و با نگاهی کاملاً زمینی بنگرد؛ امّا روزگار «چشمْ بسته پذیرفتن» گذشته است. ما اکنون در عصر آگاهی و در جامعه‌ای دین‌مَدار زندگی می‌کنیم و لازم است موضع روشن دین و علم را در برابر هر پدیده‌ای بدانیم.

۱ . دین، چه می‌گوید؟

ایا عقد دخترعموو و پسرعمو، حقیقتاً در آسمانْ بسته شده است؟ بجز پیشوایان معصوم، چه کسی خبر صادقی از آسمان دارد> طبعاً هیچ کس! امّا باید تصریح کنم که هر چه بیشتر جستجو کنید، کمتر اثری از این عبارت سرنوشت‌ساز در کتاب‌های حدیث مسلمانان (اعم از شیعه و اهل سنّت) خواهید یافت.۱ آنچه می‌ماند، داستان ازدواج امام علی(ع) و نوه عمویش حضرت فاطمه(س) است که زندگی آنان، الگوی ماست.

ازدواج علی(ع) و فاطمه(س)

در منابع حدیثی از پیامبر(ص) نقل شده که عقد ازدواج علی و فاطمه، نخست در آسمانْ بسته شده است؛۲ امّا در ارتباط با موضوع مورد بحث، لازم است بدانیم که:

اوّلاً طرفین این ازدواج، هر دو معصوم (یعنی به دور از خطا و گناه و نقص) بوده‌اند و بخش‌هایی از زندگی معصومان، ویژه مقام عصمت آنها یا ناشی از آن مقام است که دیگران نمی‌توانند یا نباید از آن، الگو بگیرند، مثل واجب بون نماز شب بر پیامبر(ص)، در حالی که بر هیچ مسلمان دیگری واجب نیست.

ادامه مطلب ...

تفاوت دیدگاههای دختران و پسران در روابط دوستی امروزی

بررسی دوستیهای قبل از ازدواج


مسلما پسران و دختران در خیلی از رفتارها نقاط مشترک و در خیلی بیشتر تفاوتهایی با هم دارند حتی اهداف این دو جنس با هم متفاوت است بعنوان مثال یکی از اهداف کلیدی برای پسران در روابط دوستی تامین غریزه جنسی میباشد که بسیار پر رنگ است این در حالیست که دختران به دنبال تامین نیازهای احساسی خود هستند پس از اشنایی که حالا در هر مکانی و هر زمانی و هر ابزاری امروزه میشه این اشنایی رو بوجود اورد معمولا یکی دو بار تماس تلفنی و ردو بدل شدن حرفها عجیب که عبارتند از :
حرفهاییکه در تماسهای اولیه توسط دختران و پسران گفته می شود:
پسرانی که به دنبال جذب دختر و رسیدن به مرحله رابطه جنسی هستند (دسته اول)
معمولا این گروه در اولین تماسها بین خود و پسرانی که پیشنهاد رابطه جنسی را به دختران میدهند ۱۸۰ درجه تفوت قائل می شوند و ابراز میکنند من از اون پسرهای نیستم که دنبال اون قضیه باشم من دنبال یک رابطه هدفمند هستم دوست دارم یه مدت یکی رو بشناسم و رابطه دراز مدت و هدفمند داشته باشیم ( منظور ازدواج )
پسرانی که به دنبال جذب دختر و رسیدن به مرحله رابطه جنسی هستند (دسته دوم)
خیلی راحت صحبت می کنند و عموما میگن تنها هستند و دوست دختر سابقشون بهشون خیانت کرده و خب داستان سرایان خوبی هم هستند و یک داستان همراه با شکست عشقی تعریف میکنند تا صدای اخی اخی دخترو در بیارن این افراد از در دلسوزی وارد می شوند یعنی دوست دارند کاری کنند که طرف دختر براشون دل بسوزونه و بگن چه پسر مهربونی
پسرانی که به دنبال جذب دختر وکلاس گذاشتن هستند
معمولا عنوان می کنند شرایط مالی خوبی دارند با خاتوادشون اختلاف نظر دارند روی پای خودشون وایستادن اهل کار و زندگی هستند اتو کشیده هستند براشون شخصیت دختر مهمه من از شخصیت شما خوشم اومده و دوست دارم بیشتر بشناسمتون .

ادامه مطلب ...

آقایان : بیاموزید تا زنتان را هر دقیقه دوست داشته باشید!

اگر شما خواهان زندگی سعادتمندانه و شادی هستید، بیاموزید تا زنتان را هر دقیقه دوست داشته باشید! و عشق و علاقه تان را به او نشان دهید! به بگویید که دوستش دارید! به مادر او هم بگویید که دخترش را دوست دارید! به خاطر داشته باشید عشق و علاقه در یک خانه تا زمانی می تواند تداوم داشته باشد که شوهر آن خانه، هم چنان به اعمال و رفتار محبت آمیز و عاشقانه ای که در دوران نامزدی و روزهای اول آشنایی، در قبال همسرش داشت، ادامه دهد و زن نیز با وقار و عشق این رفتار و اعمال او را تأیید کند و بپذیرد.


دوست داشتن همسر راهیه برای زیباتر شدن و شاداب تر شدن همسرتون در اصل بیشتر به نفع خودتونه

انواع روشهای رابطه جنسی بین زوجین و مسایل شرعی پیرامون

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

حد ظرفیت

حد ظرفیت
تا حالا به این فکر کرده اید که کسی که از همه جا نا امید بشه ممکنه چه کارهایی بکنه:
مقدمه:هر انسانی محدودیت های خودشو داره،بعضی از انسانها حد تحملشون با یک فشار کوچک به پایان میرسه ولی بعضی از انسانها تحمل بسیار زیادی دارند مثل پیامبران ،ولی حتی اونها هم حد دارند و اگر خدا بهشون سختتر میگرفت ممکن بود خطا کنند ظرفیت چیزیست که همه ی ما ممکنه مدام توی دهنمون باشه ولی از گفتن تا واقعیت همیشه فرق هست مثلا خدا ممکنه به یکی زیاد بده و به یکی اصلا چیزی نده حالا اینا فقط به ثروت نیست می تونه علم،قدرت،عزت،جذابیت،زیبای ی،زبان خوب،و... هر چیزی باشه ولی بعضی ها ممکنه همون زمان باعث تباهیشون نشه و بعدا ظرفیتشون پایین بیاد و ممکنه بعدا لایق چیزی بشن(ظرفیتشون بالا بره)ولی اینکه ظرفیت هر کس چقدر بالاست یا پایینه یا اینکه اصلا تغییر کرده برای ما قابل درک نیست و فقط خدا از اون خبر داره حتی خودمون گاهی فکر می کنیم که الان لاقش هستیم یا ممکنه فکر کنیم چیزی که خدا بهمون داده رو لایقش نباشیم. یا از خدا به خاطر تبعاتش گله مند بشیم در صورتی که خدا آینده ی هر چیزی رو می دونه و مثل این می مونه که ما در پشت دیواری باشیم و پشت دیوار یک شی گرانبها یا اینکه یک موجود خطرناک و کشنده باشه و ما بخواهیم به زور به چیزی که پشت دیواره دست پیدا کنیم یا ازش به خاطر سختی هاش دست بکشیم در صورتی که پشتش جایزه ای ماورای تصوره.خودتون رو فرض کنید که پدر یا مادر فرزندتون هستید و خیلی هم ثروتمندید انقدری که می دونید هر چه به دیگران بدهید چند برابر میشه ولی اگه بدونید به فرزندتون پوله زیادی بدهید اونوقت اتفاق بدی براش میافته به خاطر اخلاقش یا ویژگیهاش مثلا عادت داره پول رو توی دستش بگیره آیا دزدان ممکن نیست اونو به خاطر پولاش بکشند؟
کلا خیلی اتفاق ممکنه بیافته خدا هم چون بنده هاش رو خیلی دوست داره نمی خواد بنده هاش ازش دور بشن ولی ما گاهی نمی خوایم قبول کنیم که راهی که می ریم درست نیست
این داستان شاید به دنبال ثابت کردن این چیزها نباشه ولی داستان علمی،تخیلی،روانشناسی هست گرچه ممکنه داستانش کمی عجیب باشه پس لطف کنید من را تا تمام کردن این داستان اگه قشنگ بود یاری دهید چون من داستان های زیادی رو به خاطر اینکه ملت حالابه خاطر گرفتاریهاشون یا اینکه داستانهای کلیشه ای زیاد خوندند و فکر میکنند داستان ها ی من هم کلیشه ایه نخوندند
ولی این قول رو بهتون میدم که داستانهای من به هیچ عنوان کلیشه ای نیست چون من شدیدا از تقلید بدم میاد توی هر زمینه ای حالا مسائل دینی فرق میکنه ولی همینطوری هستم با تشکر: سید آرش آل داود arash zambi یاsuzakozambi
ادامه مطلب ...