هیچ چیز مثل یک دعوای شدید در زندگی زناشویی نمیتواند موجب درد و رنج احساسی شود. کسی که شریک زندگیتان است، کسی که به او اعتماد دارید و نسبت به او آسیب پذیرتر هستید، غیرمنطقی و تهاجمی شده است. حرف زدن به نظر بیهوده میرسد. دعوا کردن هم هیچ دردی را دوا نمیکند. به نظر میرسد که به هیچ طریقی نمیتوان مشکل اصلی یا مشکلاتی که توسط آن دعوا ایجاد شده است را برطرف کرد.برای تخفیف دادن به آن درد و رنج ممکن است شما هم در جواب تهاجمی عمل کنید یا برای خلاص شدن از شر آن مشاجره ممکن است آن مکان را ترک کنید که هر دوی اینها نمادهایی از واکنش دعوا یا فرار نسبت به خطر هستند. اما هیچکدام از این راه حلها مفید نخواهد بود زیرا که این مشاجره یا درد واقعاً از بین نمیرود. درواقع، همسرتان خسته تر و عصبانی تر خواهد شد و به همین دلیل مشاجره بیشتر اوج خواهد گرفت.دعواهایی که حل نشوند میتوانند زندگی زناشویی را دچار تخریب اساسی کنند. بعضی وقتها ازدواجها به دلیل همین دعواها برهم میخورد. گاهی زوجها با وانمود کردن به اینکه مشکلی که موجب دعوایشان شده از بین رفته است، کنار هم می مانند. در این مواقع، این درد و رنج ممکن است سالها باقی بماند و به طرق مختلف به ازدواج صدمه بزند. زن و شوهر به خاطر همین درد و خشم ادامه دار از هم دور خواهند شد. معمولاً زوجها در هر دعوایی مسائل قبلی را به میان میکشند. گذاشتن دعواهای قدیمی روی دعواهای جدید پیچیدگی زیادی ایجاد میکند طوریکه دیگر هیچ راهی برای حل مشکل اصلی باقی نمی ماند.در هر ازدواجی مشکل وجود دارد اما آنهایی که ازدواج هایی بادوام دارند می دانند که چطور خیلی سریع یک مشاجره را حل و فصل کرده و زخمها را در حداقل مقدار آن نگه دارند. خوشبختانه یاد گرفتن این مهارت ها مقدور است و میتوانید با آن زندگی توام با درد و خشمتان را به زندگی شاد و خوشبخت تبدیل کنید. معمولاً با استفاده از این مهارتها حل مشکلات کار چندان دشواری نیست، البته به شرط آنکه مشکلات آنقدر پیچیده نشده باشد و زوج مرتب از این مهارتها استفاده کنند. وقتی مشکلات پیچیده شوند، مهارتهای زناشویی درکنار کمی تلاش بیشتر میتواند به برداشتن سد رابطه کمک کرده و زندگی زناشویی را بهتر کند.البته بهترین راهکار این است که اصلاً با هم دعوا نکنید. تصور نمیکنم که ایده جالبی باشد که از حرف زدن درمورد موضوعات سخت به خاطر اینکه ممکن است به یک مشکل عمده تبدیل شود فرار کنید. درعوض، خیلی مهم است که هر زوج راهی برای به میان کشیدن این نگرانیها و مسائل داشته باشد اما اینکار را طوری انجام دهد که طرف دیگر بتواند بدون هیچ رنج و ناراحتی به او گوش دهد.یک شروع آرام راهی عالی برای ابراز نگرانی بدون ایجاد دعوا است. این راهکار مفهوم را کاملاً میرساند اما درعین حال احتمال تهاجمی شمردن این پیام از طرف فرد مقابل را به حداقل میرساند.پس جمله، “از دست تو که مدام لباسهات رو روی زمین میاندازی خسته شدم!” به “عزیزم میتونی یکم کمکم کنی؟ کمک کن این وسائل را از روی زمین جمع کنم.”
ادامه مطلب ...ضررهای جسمی دوران عقد چون دو جوان هستند از احساسات جنسی بالایی برخوردارند و نمی شود که خود را کنترل کنند. لذا تحریک جنسی صورت میگیرد ولی ارضای جنسی کامل صورت نگرفته است. به همین خاطر عوارضی را در جسم هر دو وارد میکند و گاهی بخاطر رسیدن به اوج شهوت جنسی مجبور می شود از راههای غیر عقلی و غیر عرفی و غیر طبیعی خود را ارضاء کند. این هم نوعی آفت برای عضلات جنسی مرد دارد هم برای زن که گاهی در شرایطی منجر به عقیمی زن و یا منجر به یک سری بیماریهای سخت می شود.
برای مطالعه بیشتر به کتابهای پزشکی در ارتباط با اعمال نامشروع و یا نامعقول و غیر طبیعی می توان مراجعه کرد.
ضررهای جسمی دوران عقد
تذکر یک نکته
اما یک مطلب را باید متذکر شد که متأسفانه اکنون جامعه به سمتی رفته که اولاً: نمی شود زود ازدواج کرد. ثانیاً: نمی تواد بدون شغل به کسی زن داد. ثالثاً: بدون امکانات و بدون سروسامان دادن اقتصادی به کسی جواب نمی دهند و از این مسائل گریبان گیر جوانان است. و این شرایط حاصل سنتها، شرایط جامعه و … می باشد. به هر دلیلی جوان مجبور است که این دست انداز ها را متأسفانه طی کند و زندگی خود را و حتی خود را در خیلی از این منجالبها رها کند. این موضوع از باب قانون اَهم و مهم اشکالی ندارد ولی دلیل نمی شود مثل اینکه چون آب نیست نوشابه برای بدن از آب بهتر است! ما استاندارد صد در صد خوشبختی را با نود در صد عوض نمی کنیم. در عقد گذاردن ناچاری است نه ضرورت. کسی که می خواهد زن بگیرد و ازدواج کند و زندگی تشکیل دهد چه ضرورتی دارد زندگی خود را جدا نگه دارد در واقع نه زندگی است و نه زن داری و نه همسر داری. ولی اسماً هر دو است. این یعنی ضدّ و نقیض- اگر ضدّ و نقیض نباشد اشکالی ندارد.
منبع:کتاب کدامین انتخاب – ابوالقاسم عوامی
اختلافات به ظاهر ساده خانوادگی گاهی چنان گسترش پیدا میکنند که کانون
گرم خانوادگیای را که با زحمت بسیار تشکیل شده است از هم میپاشند و چراغ
امید را در محفل خانواده خاموش میکنند.
زن و مرد جوانی که با هزار امید و آرزو خانواده تشکیل دادهاند به یک باره درمییابند که قادر به ادامه زندگی نیستند.
جدایی آنها هم خودشان را با مشکلات متعددی روبهرو میکند و هم
خانوادههایشان را متاثر خواهد کرد. اکثر کارشناسان و مشاوران بر این
باورند که تنها چیزی که میتواند به تداوم زندگی زناشویی بهخصوص در
سالهای ابتدایی زندگی مشترک کمک کند،استفاده از نصایح و تجربیات بزرگترها و
نیز نظرات کارشناسی افراد باتجربه است.
از این رو فرهنگسرای تفکر اقدام به برگزاری کلاسهایی برای زوجهای جوان کرده است تا از بروز اختلافات بکاهد و آنها را در حل مشکلات یاری دهد. دراین کلاسها سپیده قشلاقی کارشناس ارشد روانشناسی بالینی به عنوان مدرس حضور دارد. گفتوگوی ما را با او میخوانید.
▪ خانم قشلاقی! در ابتدا کمی درباره علت برگزاری این کلاسها توضیح دهید.
ـ راستش را بخواهید من سالها بود که به زندگی زوجهای جوان توجه میکردم و
متوجه شدم که در بسیاری موارد آنچه باعث متلاشی شدن زندگی زناشویی و بروز
اختلاف و درگیری میشود، ضعف اطلاعات و نداشتن مهارت حل مساله است. در واقع
خیلی از زوجهای جوان از مهارتهای زناشویی بیبهرهاند و همین باعث
میشود که زندگی شان ادامه پیدا نکند و به خاطر مشکلاتی که به راحتی قابل
پیشگیری یا حل هستند از هم جدا شوند.
به همین دلیل بود که خودم داوطلبانه تصمیم گرفتم اطلاعات و دانش و تجربیاتم
را در اختیار زوجهای جوان قرار دهم که تا حد ممکن از شکست در ازدواج که
عواقب ناخوشایندی به همراه دارد کاسته شود.