ازدواج عاقلانه زندگی عاشقانه

اولین راه برای این کار شناخت دو جنس از همه

ازدواج عاقلانه زندگی عاشقانه

اولین راه برای این کار شناخت دو جنس از همه

زود تو زندگی کم نیارین(داستان)

پس از کلی دردسر با پسر مورد علاقه ام ازدواج کردم…ما همدیگرو به حد مرگ دوست داشتیم

سالای اول زندگیمون خیلی خوب بود…اما چند سال که گذشت کمبود بچه رو به وضوح حس می کردیم…

می دونستیم بچه دار نمی شیم…ولی نمی دونستیم که مشکل از کدوم یکی از ماست…اولاش نمی خواستیم بدونیم…با خودمون می گفتیم…عشقمون واسه یه زندگی رویایی کافیه…بچه می خوایم چی کار؟…در واقع خودمونو گول می زدیم…

هم من هم اون…هر دومون عاشق بچه بودیم…

ادامه مطلب ...

داستان فوق العاده ابرازعشق......

یک روز آموزگار از دانش‌آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا می‌توانید راهی غیر تکراری برای ابراز عشق، بیان کنید؟ برخی از دانش آموزان گفتند با بخشیدن عشقشان را معنا می‌کنند. برخی «دادن گل و هدیه» و «حرف‌های دلنشین» را راه بیان عشق عنوان کردند. شماری دیگر هم گفتند «با هم بودن در تحمل رنجها و لذت بردن از خوشبختی» را راه بیان عشق می‌دانند


در آن بین، پسری برخاست و پیش از این که شیوه دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان کند، داستان کوتاهی تعریف کرد: یک روز زن و شوهر جوانی که هر دو زیست‌شناس بودند طبق معمول برای تحقیق به جنگل رفتند. آنان وقتی به بالای تپه رسیدند درجا میخکوب شدند.

یک قلاده ببر بزرگ، جلوی زن و شوهر ایستاده و به آنان خیره شده بود. شوهر، تفنگ شکاری به همراه نداشت و دیگر راهی برای فرار نبود. رنگ صورت زن و شوهر پریده بود و در مقابل ببر، جرأت کوچک ترین حرکتی نداشتند. ببر، آرام به طرف آنان حرکت کرد. همان لحظه، مرد زیست‌شناس فریادزنان فرار کرد و همسرش را تنها گذاشت. بلافاصله ببر به سمت شوهر دوید و چند دقیقه بعد ضجه‌های مرد جوان به گوش زن رسید. ببر رفت و زن زنده ماند.

داستان به اینجا که رسید دانش آموزان شروع کردند به محکوم کردن آن مرد. راوی اما پرسید : آیا می‌دانید آن مرد در لحظه‌های آخر زندگی‌اش چه فریاد می‌زد؟ بچه‌ها حدس زدند حتما از همسرش معذرت خواسته که او را تنها گذاشته است! راوی جواب داد: نه، آخرین حرف مرد این بود که «عزیزم، تو بهترین مونسم بودی. از پسرمان خوب مواظبت کن و به او بگو پدرت همیشه عاشقت بود.»
قطره‌های بلورین اشک، صورت راوی را خیس کرده بود که ادامه داد: همه زیست‌شناسان می‌دانند ببر فقط به کسی حمله می‌کند که حرکتی انجام می‌دهد و یا فرار می‌کند. پدر من در آن لحظه وحشتناک، با فدا کردن جانش پیش‌مرگ مادرم شد و او را نجات داد. این صادقانه‌ترین و بی‌ریاترین راه پدرم برای بیان عشق خود به مادرم و من بود.

بوی خیار میل جنسی را افزایش میدهد

http://otagh-khab.ir/pic/pic-text/0559.gif

حتما پای یک مساله تغذیه‌ای در میان است. تعجب نکنید چون دکتر مارتا موریس، پژوهشگر دانشگاه تافت می‌گوید که غذاهای مختلف هم می‌توانند روی احساسات جنسی ما تاثیر بگذارند.

۱٫تغذیه
اگر سطح فولات خون شما پایین باشد به طور حتم انرژی و تمایل شما هم به برقراری رابطه زناشویی کمتر خواهد بود. تحقیقات جهانی نشان می‌دهند که خانم‌ها به طور معمول به اندازه کافی ویتامین‌های گروه B را دریافت نمی‌کنند و این مساله می‌تواند در کاهش میل جنسی آنها موثر باشد. به علاوه، کمبود آهن هم می‌تواند باعث بدخلق شدن خانم‌ها و پایین آمدن میل جنسی‌شان بشود. بنابراین شما می‌توانید با مصرف به اندازه غذاهای حاوی آهن و فولات مانند اسفناج، عدس، انواع گوشت‌ها و حبوبات، همیشه میل جنسی خود را زنده نگه دارید. با این حساب، می‌بینید که گاهی اوقات یک مساله ساده و پیش پا افتاده می‌تواند در کاهش یا افزایش میل جنسی شما بسیار موثر باشد و زندگی زناشویی‌تان را به شدت تحت تاثیر خود قرار بدهد. اگر می‌خواهید عوامل تاثیرگذار دیگر در رابطه با زندگی زناشویی‌تان را هم بشناسید. به شما پیشنهاد می‌کنیم که نگاهی به این مقاله و ۷ توصیه‌اش بیندازید.

ادامه مطلب ...

چگونه سینه های زیبایی داشته باشم ؟(مخصوص خانمها)

http://otagh-khab.ir/pic/pic-text/0558.gif

امروزه صرفنظر از اندازه ی سینه ها ، سر پا بودن و بلندی ، انعطاف پذیری و خاصیت ارتجاعی بعنوان عامل مهمی در زیبایی سینه ها بنظر می رسد . البته عامل اصلی زیایی در سینه ها تونیسیته و سفتی آنها می باشد که این اثرات مطلوب را بجا می گذارد . شنا کردن عامل بسیار مهمی در افزایش سفتی سینه ها و بهبود وضعیت ظاهری آنها می باشد .

ادامه مطلب ...

داستان اموزنده

شب عروسیه، آخره شبه ، خیلی سر و صدا هست. میگن عروس رفته تو اتاق لباسهاشو عوض کنه هر چی منتظرشدن برنگشته، در را هم قفل کرده. داماد سروسیمه پشت در راه میره داره از نگرانی و ناراحتی دیوونه می شه. مامان بابای دختره پشت در داد میزنند: مریم ، دخ...ترم ، در را باز کن. مریم جان سالمی ؟؟؟ آخرش داماد طاقت نمیاره با هر مصیبتی شده در رو می شکنه میرند تو. مریم ناز مامان بابا مثل یه عروسک زیبا کف اتاق خوابیده.

ادامه مطلب ...