اتفاقات بزرگ به ندرت مانعی در سر راه عشق می شوند , مسایل کوچک و بی اهمیت ، بیشترین ضربه را می زنند. زن دوست دارد خمیر دندان را از وسط فشار دهد ، مرد آدم مرتبی است می خواهد خمیر دندان را از ته فشار بدهد و مصرف کند . هرچند این عمل کمی آزار دهنده است ، ولی نباید آن را تهدیدی جدی برای روابط خانوادگی دانست .
مرد هنگامی که از محل کار به منزل بر می گردد ، دوست دارد لباسهایش را روی صندلی بیندازد و زن از او می خواهد که آنها را آویزان کند و منظم باشد . زن دوست دارد برنامه منظمی داشته باشد ، شبهای خاصی مهمانی بروند و فقط آخر هفته مهمان بیاید ، اما مرد دوست دارد هر وقت دلش خواست بیرون برود و هیشه آماده پذیرایی از مهمانها باشد. مرد دوست دارد ، تعطیلاتش را هر سال در همان جای قبلی بگذراند و زن می خواهد مکانهای تازه ای ببیند و اتفاقات متفاوتی را شاهد باشد.
هیچ یک از این اختلافات نمی تواند اساس به هم ریختن یک رابطه شود ، اما جالب توجه است بگوییم که این مسائل کوچک تا چه اندازه تشدید کننده است و می تواند در نهایت به اختلافاتی چاره ناپذیر تبدیل شود.
جالب اینجاست ، که همیشه دو نفر با تمام نیرو برای غلبه بر مشکلات اصلی
تلاش می کنند ، ولی سرانجام مشکلات کوچک آنان را مغلوب می سازد ؛ چیزهای بی
اهمیتی که فرصت وخیم تر شدن یافته است.
و علت این مسئله نادیده گرفتن بسیاری از اختلافهای کوچک در زندگی است که منجر به انزجار از یکدیگر میشود.
و در اینجا هم به معنی مثال معروف میرسیم که :
قطره قطره جمع گردد
وانگهی دریا شود
دانلودسخنرانی های دکتر شاهین فرهنگ در 8 جلسه ی 2 ساعته به صورت 5 تیکه همش به صورت یکجا با لینک مستقیم حتما حتما حتما دانلود کنید خیلی مهمه
صدای مرا می شنید ولی آن چه قفل بر زبانش می زد، شرم و حیای پاک یک دختر ایرانی بود. -:سنگ بزرگ پیش پای خواستگارها انداخته بودید، مثلا خانه شخصی طلب کردید؟ -:نه هیچ وقت داشتن خانه شخصی برایم ملاک نبوده است. -:استخدام رسمی یا درآمد بالا مدنظرتان بود؟ -:نه همین که مطمئن باشم همسر آینده ام توان اداره یک زندگی معمولی را دارد، برایم کافی است. -:چون خودتان لیسانس دارید، احتمالاً در را به روی خواستگارهای زیر لیسانس بسته بودید. -:قطعاً تحصیلات همسر برای من مهم است، ولی هیچ گاه معیار اصلی من در این انتخاب نبود. -:درخواست خودروی مدل بالا یا سفرهای خارجی...؟ -:نه این یکی را که دیگر مطمئن هستم. تمام
سخت گیری های بی موردی را که یک دختر خانم می تواند در جلسه خواستگاری
مطرح کند توی ذهنم مرور می کنم، دوباره می پرسم: لابد مهریه پیشنهادی شما
خیلی بالا بود؟
«سکوت» بیشترین پاسخی
بود که در آن گفت وگوی تلفنی شنیدم. گاهی به قدری این «پاسخ» طولانی می شد
که احساس می کردم ارتباط تلفنی ام قطع شده است این بود که دوباره می
پرسیدم: «الو... صدای منو دارین خانم؟!»
من در اینجا لازم دیدم این مسئله رو مطرح کنم چون یک نیاز اساسی برای جامعه ی فعلی شده
خیلیا میرن دنبال دوست دختر و دوست پسر بازی برای اینکه فکر میکنند در جامعه ی امروز نمیشود براحتی ازدواج کرد و دیگر اینکه نیازهاشون رو (حتما که جنسی نباید باشه منتظر چی هستید)از این طریق برطرف کنند برای همین شمارو به خوندن این مطلب گرچه طولانیه دعوت میکنم
در پاسخ به سوال اصلی این مطلب (که در بالا مطرح شد) چند نظر بین علماء هست:
ابتدا باید عرض کنم چون خیلی ازم سوال شد که آیا یک دختر باکره در صورتی که دخول نباشه میتونه بدون اذن پدر صیغه ی موقت کرد یا خیر؟ در فتوای آیت الله سیستانی و مکارم شیرازی تا اینجا که تحقیق کردم جایز نیست و اجازه ی پدر لازم است
البته این مساله رو از همه لحاظ از منبعی پیدا کردم که در مطلب بعدی بخوانید و در اینجا فقط درباره ی صیغه موقت بخوانید

ازدواج موقت چیست ؟
بواسطه
عقد ازدواج، زن به مرد حلال میشود و آن بر دو قسم است: دائم و غیر دائم.
و عقد غیر دائم (ازدواج موقت) آن است که مدت زناشوئی در آن معین شود مثلاً
زن را به مدت یک ساعت یا یک روز یا یک ماه یا یک سال یا بیشتر عقد نمایند و
زنی را که به این قسم عقد کنند”متعه و صیغه“ مینامند. در عقد غیر دائم
نیز علاوه بر رضایت طرفین، بایستی صیغه عقد خوانده شود که این صیغه را
خودزن و مرد میخوانند یا دیگری را وکیل میکنند که از طرف آنان بخواند.
دستور خواندن عقد غیر دائم در رسالههای عملیه موجود است .