یکی از مشکلات و گله های زن و شوهرها این است که نمی دانند چگونه
با همسرشان صحبت کنند و یا موضوع خاصی را چگونه مطرح کنند، بدون
اینکه دعوا و دلخوری پیش بیاید. تعداد زیادی از افراد برای حل این
مشکل به دنبال راهکارها و مهارت هایی هستند که چگونه حرف زدن را به
آنها بیاموزد، غافل از اینکه در بیشتر مواقع مشکل ما در نحوه حرف
زدنمان نیست، بلکه مشکل در نحوه گوش دادن به صحبت های طرف مقابل
است.
گوش دادن یکی از مهارت های مهم و اساسی در ارتباط با اطرافیان به
ویژه همسر است. اگر یاد بگیریم خوب گوش دهیم، بسیاری از مشکلاتمان
حل خواهد شد. ما زمانی می توانیم صحبت های طرف مقابل را خوب متوجه
شویم و با او همدردی کنیم یا راه حل پیش پای او بگذاریم که به صحبت
هایش گوش دهیم و حرف هایش را کاملا متوجه شویم.
چرا گوش دادن اینقدر مهم است؟
سلام این وبلاگ جدید برای یکی از دوستامه که با کمک هم میگردونیمش
http://hallemoshkel.blogfa.com/
ای عزیز!
راست می گویم.
من هرگز یک قدم جلوتر از آنجا که هستم را ندیده ام.
قلمم را دیده ام چنان که گویی بخشی از دست راست من است؛ و کاغذ را.
من هرگز یک قدم جلوتر از آنجا که هستم را ندیده ام.
من
اینجا «من» را دیده ام -که اسیر زندان بزرگ نوشتن بوده است،همیشه ی خدا،
که زندان را پذیرفته، باور کرده، اصل بودن پنداشته، به آن معتاد شده، و به
تنها پنجره اش که بسیار بالاست دل خوش کرده...
و آن پنجره تویی ای عزیز!
آن پنجره ، آن در، آن میله ها، و جمیع صداهایی که از دور دستها می آیند تا لحظه ای، پروانه وش، بر بوته ی ذهن من بنشینند، تویی...
این ، می دانم که مدح مطلوبی نیست
اما عین حقیقت است که تو مهربان ترین زندانبان تاریخی.
و آنقدر که تو گرفتار زندانی خویشتنی
این زندانی، اسیر تو نیست-
که ای کاش بود
در خدمت تو، مرید تو، بنده ی تو...
و این همه در بند نوشتن نبود.
اما چه می توان کرد؟
تو تیماردار مردی هستی که هرگز نتوانست از خویشتن،بیرون بیاید
و این، برای خوب ترین و صبور ترین زن جهان نیز آسان نیست.
می دانم.
اینک این نامه ها
شاید باعث شود که در هوای تو قدمی بزنم
در حضور تو زانو بزنم
سر در برابرت فرود آورم
و
بگویم: هر چه هستی همانی که می بایست باشی،و بیش از آنی،و بسیار بیش از
آن.به لیاقت تقسیم نکردند؛ و الا سهم من،در این میان،با این قلم،و محو
نوشتن بودن،سهم بسیار ناچیزی بود: شاید بهترین قلم دنیا،اما نه بهترین همسر
دنیا...