ازدواج عاقلانه زندگی عاشقانه

اولین راه برای این کار شناخت دو جنس از همه

ازدواج عاقلانه زندگی عاشقانه

اولین راه برای این کار شناخت دو جنس از همه

دلایل شکست برخی ازدواج‌ها

http://otagh-khab.ir/pic/pic-text/0035.gif

اگر زوجین فاقد مهارتهای ارتباطی لازم و ضروری برای حل مشکلاتشان باشند، نه تنها کوچکترین مشکل برای آنها حل نشدنی‌خواهد بود بلکه باعث می شود که در دوران نامزدی و یا مدت کوتاهی بعد از ازدواج منجر به شکست شود. بعضی از عواملی که در شکست ازدواجها نقش دارد ، می‌تواند در یک ازدواج سالم و پایدار هم وجود داشته باشد ، اما اگر آن عوامل به طور صحیح و درست مورد رسیدگی قرار نگیرند، می‌توانند منجر به شکست ازدواج شوند.

روابط زناشویی ، نقش اساسی در موفقیت ازدواج دارد. نبود روابط زناشویی صحیح و پسندیده،در حل ناهماهنگی ها و کشمکش‌ها مشکل‌ساز می‌شود . روابط به واسطه ی فرصت دادن به همسران برای مشارکت در نگرانی‌ها و علایق، امیدها و آرزوهای یکدیگر، موجب رشد و شکوفا شدن روابط زوجین می‌شود. بدون سهیم شدن در این موارد زوجین رشد نخواهند کرد و تا حد امکان به یکدیگر نزدیک نخواهند شد. اگر یک یا هر دو همسر فاقد مهارتهای ارتباطی مؤثر باشند، برای حل و فصل بحث‌هایشان دچار مشکل‌می‌شوند چرا که زوجین قادر نیستند تا نقطه نظرات یکدیگر را درک کنند.

عوامل زیر در ناموفق بودن ازدواج و روابط زناشویی تأثیرات اساسی دارند:

۱ – نداشتن فرهنگی ، اجتماعی ، شخصیتی و اقتصادی زوجین .

۲ – عدم آشنایی زوجها با برقراری ارتباط مناسب و تعاملات سازنده در قبل از ازدواج؛ زوجهایی که در دوران آشنایی روابط متعادلتری برقرار می‌کنند، معمولا موفقتر هستند. زوجهای ناموفق افرادی بوده‌اند که یک یا هر دو آنها توان برقراری رابطه مثبت را نداشته‌اند یا بیش از حد در این روابط غرق شده اند، بطوری که به نوعی وابستگی کشانده شده‌اند. به عبارتی به همان اندازه که سردی در روابط عمدتا مشکل آفرین است، عشق و علاقه زیاد و خارج از حد که به صورت وابستگی ظاهر می‌شود عامل ازدواج محکم و پایداری نیست .

۳ – نا آشنایی و ناتوانی زوجها در حل و فصل و مواجه شدن با مشکلات ، اختلافات و تغییرات اساسی زندگی؛ هر زوجی در طول زندگی مشترک خود با مسائل و مشکلاتی مواجه می‌شوند، برای حل این مسائل باید فنونی را بکار ببرند. برخی از این فنون منفی و برخی دیگر مثبت هستند. هر چه زوجها توان حل مشکلات را به شیوه مثبت داشته باشند و مثلا بجای قهر ، داد و بیداد و غیره که شیوه‌های منفی هستند، به شیوه مؤثرتری مثل بحث و گفتگوی آرام و … مسائل ما بین خود را حل و فصل کنند، موفقتر خواهند بود .

۴ – ازدواج در سنین پایین ( سن نامناسب برای ازدواج ) و از روی شور زودگذر جوانی باشد .

۵ – زوجین بعد از یک اتفاق یا حادثه ناراحت کننده ازدواج کرده باشند.

۶- یک یا هر دو شریک زندگی در صدد فاصله گرفتن از خانواده اصلی خود باشند، یا یکی یا هر دو آنها از نظر مالی ، فیزیکی و یا عاطفی به خانواده خود وابسته باشند.

۷ – ازدواج هایی که به خاطر داشتن بچه یا به خاطر فشار و اجباری که از جانب اعضای خانواده و دوستان صورت می گیرد، اغلب منجر به شکست در ازدواج و طلاق می‌شوند.

۸ – زوجین دارای برادران ، خواهران و والدین ناسازگار باشند. و یا هر یک از زوجین با برادران ، خواهران و یا والدین خود رابطه ضعیفی داشته باشد.

۹ – زوجین در محلی بسیار نزدیک یا بسیار دور از هر یک از خانواده‌های اصلی خود سکونت داشته باشند.

۱۰ – زوجین قبل از یک دوره آشنایی کوتاه و یا حتی بدون آشنایی لازم ازدواج کرده باشند.

۱۱ – برقراری روابط جنسی قبل از ازدواج .

۱۲ – وجود دوران ناخوشایند در دوران کودکی یا نوجوانی هر یک از زوجین.

۱۳ – وجود الگوها و روابط بی ثبات در زندگی زوجین .

۱۴ –بدی ها و معایب همسر خود عنوان نمایید ، در حالی که هیچگاه خوبی ها و محاسن وی را به زبان نیاورید

۱۵ – کوتاه نیامدن به هیچ قیمتی در هنگام مشاجره و ادامه دادن آن تا جایی که همسر از خانه بگریزد.

۱۶ – همسری که سرسختانه همواره حق را بجانب خود میداند، حتی زمانی که دلایل کافی در اختیار نداشته باشد . و هیچگاه عذرخواهی نکردن، حتی زمانی که تقصیر کار بودنش اثبات گردیده باشد.

۱۷ – تصور آنکه شریک زندگی شما ‌باید نیازهای شما را درک کرده و فورا بدون درخواست شما آنها را برآورده سازد. و همینطور نادیده گرفتن کامل اولویتها و خواسته های شریک زندگی و پافشاری بر اولویتها و نیازهای خود.

۱۸ – بی‌رحمانه و در کمال بی انصافی خطاهای شریک زندگی خود را بازگو کردن و همچنین به دفعات گذشته را باز آفرین کردن.

۱۹ – ادعای متعصبانه از آگاهی داشتن از انگیزه‌های شریک زندگی ، بهتر از خود وی.

۲۰ – تصور آنکه نیازهای جنسی همسر شما و نیازهای جنسی شما یکسان و مشابه میباشند.

۲۱- بیان نکردن رنجش از همسر و ابراز بلافاصله آن بصورت خشم و ناراحتی.

۲۲ – استفاده از عیوب و ضعف های شخصیتی همسر و اسرار خانوادگی وی، و بهره گیری از آنها برای پیروزی در مشاجرات، زمانی که از منطق در میماند.

۲۳ – وابستگی به همسر خود و بی‌اعتنایی از جانب وی. و یا عدم وابستگی به همسر و فاصله گرفتن از لحاظ فیزیکی و احساسی تا حد بی اعتنایی کامل.

۲۴ – تظاهر کردن و دو رو بودن ، قول دادن و هیچگاه عمل نکردن ، جدی نبودن در زندگی و مسئولیت پذیر نبودن.

۲۵ – پافشاری براین عقیده که همواره مطلبی که شما میخواهید بیان کنید مهمتر از مطلبی است که همسرتان میخواهد بگوید، بنابراین حرف وی را قطع میکنید.

۲۶ – وانمود می‌کنید که حرفهای بیان شده همسرتان را کاملا متوجه شده‌اید، ولو آنکه هیچ چیزی از صحبتهای وی را نفهمیده‌اید.

۲۷ – برای رسید به اهداف خود و یا مجازات همسر ، از حس عذاب وجدان و حس گناه کار بودن برای به بازی گرفتن عواطف وی بهره بگیرید .

۲۸ – برای عادت ها و رفتارهای ناپسند خود همیشه عذر و بهانه آوردن .

۲۹ – خودخواه و مغرور بودن .

۳۰ – رفتاری که گویی شما مرتکب هیچکدام از اشتباهات ذکر شده نگردیده‌اید و این شریک شماست که باید تغییر کند
نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد