ازدواج عاقلانه زندگی عاشقانه

اولین راه برای این کار شناخت دو جنس از همه

خاطرات وسعت های مالی برای ازدواج

شنبه 12 اسفند‌ماه سال 1391 19:42 نویسنده: سید آرش

سلام دوستان حتما این حدیث رو شنیدید که خدا به خاطر ازدواج 2 نفر از فضل خودش به اونها میده من هم از سایت اسک دین پستهایی که دوستان زدند رو از قول خودشون براتون میگم

در ادامه ی مطلب خاطرات دوستان رو میگذارم




سلام من از تجربه های چند نفر که به خاطر خدا ازدواج کردند و خدا رزقشون رو افزایش داد میگویم شما هم هرچه شنیدید و یا دیدید و یا خودتون تجربه کردید رو اینجا بگید تا بلکه بعضیا کشش به ازدواج پیدا کنند و شاید به لطف دور شدن از گناه دو نفر به ما و شما هم یک ثوابی برسه

قال الامام الصادق ع(ع): من ترک التزویج مخافة الفقر فقد اساء الظن بالله-عز و جل-، ان الله- عز و جل - یقول: «ان یکونوا فقراء یغنهم الله من فضله.» امام صادق (ع) فرمود:
هر کس از ترس فقر ازدواج نکند نسبت‏ به لطف خداوند بدگمان شده است.
چرا که خداوند مى‏ فرماید: اگر آنان فقیر باشند خداوند از فضل و کرم
خود بى نیازشان مى‏کند.

النبی (ص) قال: من تزوج امراة لمالها وکله الله الیه، و من تزوجها لجمالها راى فیها
ما یکره،
و من تزوجها لدینها جمع الله له ذلک.
پیامبر خدا (ص): هر که با زنى به خاطر مالش ازدواج کند، خداوند او را به مال وى
واگذار مى‏کند، و هر که با او به خاطر جمال و زیبائى‏ اش ازدواج نماید،
در او چیزى را که خوشایند او نیست، خواهد دید،
و هر که با وى به خاطر دینش ازدواج کند، خداوند تمامى این مزایا را
براى او جمع مى‏کند.

پیامبر خدا (ص): زَوِّجوا اَیاماکُم فَاِنَّ اللّه‏َ یُحْسِنُ لَهُمْ فى اَخْلاقِهِم وَیوسِعُ لَهُم فى اَرزاقِهِم
وَیَزیدُهُم فى مُرُوّاتِهِم
بى‏همسران خود را همسر دهید که خداوند اخلاق ایشان را نیکو مى‏کند و
روزیشان را افزایش داده و بر مروّت آنها مى‏افزاید.

امام صادق(ع) فرمودند: ما من مرزئة اشدّ علی عبد من أن یأتیه ابن اخیه فیقول: زوّجنی فیقول: لا أفعل انا أغنی منک بر بنده مصیبتی سخت تر از این نیست که فرزند برادر مسلمانش نزدش آید و گوید دخترت را به ازدواج من در آور و او گوید:انجام نمیدهم (چون) من از تو ثروتمند ترم منبع:مشکاة الأنوار .ص473.ح

قال موسى بن جعفر علیه السلام:

ثلاثة یستظلون یظل عرش الله یوم القیامة، یوم لا ظل الا ظله: رجل زوج اخاه المسلم او اخدمه او کتم له سرا.

امام کاظم علیه السلام فرمود:

سه دسته در روز قیامت، روزى که سایه و پناهى جزء سایه خداوند نیست، در سایه و پناه خدا هستند:

1- مردى که زمینه ازدواج برادر مسلمانش را آماده نماید.

2- مردى که (به برادر مسلمانش خدمت کند.)

3- کسى که سر برادر مسلمانش را بپوشاند.

وسائل الشیعه، ج 20، ص


دستور العمل امیرالمؤمنین علیه السلام

نوف می گوید: امیرالمؤمنین علیه السلام را دیدم که با سرعت می رفت، عرض کردم: مولای من کجا می روید؟ فرمود: نوف مرا به حال خود بگذار، زیرا آرزوهایم مرا به سوی محبوب می برد. عرض کردم: مولای من آرزوهایت چیست؟ فرمود: آن کس که باید آروزهایم را بداند می داند، و نیازی به بیان آنها برای دیگری نیست. متقضای ادب این است که بندهٴ خدا، غیر او را در نعمتها و حاجتها شریک قرار ندهد. عرض کردم: یا امیرالمؤمنین من از غلبهٴ هوای نفس و طمع به امور دنیوی بر خودم می ترسم؟ فرمود: چرا از نگهدارندهٴ خائفین و پناهگاه عارفین غافل هستی؟

عرض کردم: او را به من معرفی کن. فرمود: او خدای بزرگ است که با تفضلات او به آرزویت می رسی. با همت خودت به او توجه کن، و آنچه را در قلبت، وارد می شود خارج ساز. و اگر این امر بر تو دشوار آمد من ضامن آن هستم.
به خدا بازگرد و تمام توجهت را به سوی او معطوف بدار. خدای سبحان می فرماید: به عزت و جلال خودم سوگند: امید آن کس را که به جز من امید داشته باشد قطع می کنم.
لباس خواری و ذلت را بر او می پوشانم ، و از قرب خویش دورش می گردانم. از ارتباط با خودم او را قطع می کنم و یادش را مخفی می نمایم.
وای به حال او آیا در مشکلات به غیر من پناه می برد؟ در حالی که حل مشکلات به دست من می باشد. آیا به غیر من امید دارد در حالی که درب خانه آنان بسته است. آیا درب خانهٴ مرا رها می کند در حالیکه باز است؟ چه کس به من امید داشته و امیدش را قطع نموده ام.
امید بندگانم را به خودم بسته ام، و آن را برایشان نگهداری می کنم. آسمان را از کسانی پر کرده ام که از تسبیح من خسته نمی شوند . به فرشتگان گفته ام که درهای بین من و بندگانم را هیچگاه مسدود نسازند.


دستورالعملهای اخلاقی از ائمه و بزرگان دین
46

1-اینی که میگم توی رادیو شنیدم ولی متاسفانه برای بقیش من رادیو نداشتم چون توی تاکسی بودم فقط همینش رو شنیدم خواهش میکنم اگر کسی شنیده بگه

یک پسره ای بود که میگفت چند سال برای مراسم عروسیش پول جمع کرده بود و سه روز قبل از عروسی کلاهش رو برداشتند و همه پولارو خوردند


نمیتونست مراسم رو لغو کنه چون به همه دعوت نامه فرستاده بودند و عابروشون میرفت
میگفت خیلی ناراحت بود و تا روز مراسم هیچ اتفاقی نیافتاد دیگه داشت نا امید میشد که چند ساعت قبل عروسی یک پروژه بهش خورد و پیش پرداخت 4 میلیون بهش دادند و بعد از عروسی و ازدواج چند روز بعدش یک کار بهش خورد که 9 میلیون سود کرد


-----------------------------------------------------------------------------------------------------
2-اسم کاربری :
sarnevesht

بنام خدا
با سلام

صبح هم این تاپیک رو خونده بودم اما چیزی ننوشتم
در جواب این حرفتون باید بهتون بگم
موقعی که شوهر من اومد خاستگاری حساب بانکیشون بسیار کم بود و حقوق چند ماهشونم حتی نداده بودن
ما در کمال سادگی (یک حلقه و ساعت)ازدواج کردیم
من و همسرم فقط به حرف خدا اعتماد کردیم و ازدواج کردیم و احادیث و آیات بالا رو برای خودمون تکرار کردیم و واقعا بهش ایمان داریم
الحمدلله تا قبل از تیر ماه جند میلیون وارد حساب همسرم شد که خیلی کارها باهاش کردیم

آقا این حرفها خرافات نیست
این اعتماد و اعتقاد ما به حرف خدا و ائمه هست

وسلام


-----------------------------------------------------------------------------------------------------
3-Z A H R A
سلام مطلبی رو از دوستان خوندم به نظرم بهتره واقع بین بود
برادر من هم تو شرایط مناسبی ازدواج نکرد و الان خدارو شکر خونه خریده ولی به چه قیمتی!!! حیف شدن جوونیش!!! خدایی اینه دیگه !تا زمانی که بچش 20 سالش شه باید قسط بده!
خدارو شکر راضیه از زندگیش ولی من به عنوان شخص سوم (نه خواهرش )که به این زندگی نگاه میکنم خستگی رو تو چهرهش حس میکنم ایشون 32 سالشه و جوان تلقی میشه دیگه !
ولی فشار زندگی خیلی زیاده حالا ما هی بگیم خدارو شکر راضیه
راضی نباشه چه کار کنه!!!؟
بالاخره تو یه دوره از زندگیش که بخوای استارت کار رو بزنی باید یه سری چیز ها که لازمه زندگی امروزه داشته باشی, نمیگم خدا کمک نمیکنه ولی واسه پول درآوردن و آماده شدن واسه زندگی باید چند سالی خوب کار کنی البته اگه کاری باشه
-----------------------------------------------------------------------------------------------------
4-سبزینه ظهور

نقل

هزینه پایین ترین نوع عروسی : حداقل10 میلیون .
هزینه خرج یک ساله از 21 تا 22 سالگی : حداقل 3 میلیون تومنه .
هزینه رهن خونه : حداقل 10 میلیون تومنه .

آره درسته...
بستگی داره درکدام شرایط باشیم یااصلا چه شهری باشیم..
واقعا درصدکمی ممکنه شانسشون بلندباشه
اما یه اصلی هست که میگه (اصل یعنی اینکه همه اکثریت اگراستفاده کنندجواب میگیرن ونه فقط اونهایی که دراقلیتندیادرشهری که شرایطشوندارن)
:اگرما دل روشن داشته باشیم وامید رو درذهنمان نسبت به آینده شکل دهیم به پاسخی که دوس داریم میرسیم.
قرآن اشاره کرده که ازدواج کن موقعیتت رو تغییرمیدهم..
این همون قانون قراردادی جهانه واثرامیدونشاط.
منم اگراجازه بدید ازدواج داداشم رومثال بزنم:
متولد66هست.
قبل ازدواج دوبارافسردگی گرفت..
وسط کلنجارهاش دراومد گفت :زن میخوام(پررررررررررر رو)
شاخ همه مادراومد...چون داداش بزرگتره مونده هنوز...این قدم علم کرده بود.
دیدیم نه اگرازدواج نکنه خونه توسرمون خراب میکنه دست به کارشدیم(وظیفه من رفتن درمجالس واسه پیداکردن دختربود..آره داشتن آجی نعمته)
بیکاربود....هیچی حتی یک ریال هم نداشت..یه مدرک فوق دیپلم فقط..
تنهایه خوبی داشت:
قاری قران بودوبسیاربسیارمعتقدکه اگرازدواج کنه زندگیش عوض میشه...وقران بهش کمک میکنه.
تلاش مابی فایده بود..خودش یک نفررو دید یک دل نه صددل عاشقش شد(باباش روتومسجدمیدید)

عقدکردن..چندماه بعدازعقدش...یه جاخصوصی کارپیداکرد(اولشه حالاااااااااا )
بعدش هم که استخدامی اومد امتحان داد رسمی قبول شد..
ناگهان بهش زنگ زدن پیشنهاددوتاکار دیگه دادن که نوشته بود!!(بگیدماشاءالله)
(حتی خندیدوگفت مردم بیکارن ما چندتاچندتا کارمیادبرامون)

ولی شرکت موند تا اینکه یه کاررسمی دیگه گیرش اومد(باورکنید ازاسمون میرسید ماهم دهن هاباز)

شرکت رورهاکردورفت اونجا...
حالا داشت تثبیت میشد رئیسش کردن اونجا...تااینکه شرکت نفت زنگ زدبهش بیاد..
مجبورشد دوتاکار رو گرفت..

چیه ه ه هه؟نه خیییییییرم نه بابام جانبازه....!نه داداشم پارتی داشت.........!
!تازه دوجاهم حقشو خوردن توی امتحان اول شدمصاحبه ردش کردن بیخودی...
یه آدم ساده است ونابغه هم نیست...
درعرض دوسال تمام تشکیلات زندگیش بپاشد.
الان هم توفکر بایه بچه کوچولو خوشکل مارو خوشحال کنه...دعاکنید گیرشون بیاد..
تنهاعلت این موفقیت رو خودش میگه ازدواج..
ازش اعتراف گرفتم گفت ازوقتی ازدواج کرده ایمانش قوی شده و توکلش هم همینطور واین تنهاعلت موفقیتش بود.


-----------------------------------------------------------------------------------------------------
5-مسافر زمان
اوضاع اوضاع برادرونه
کاش ما هم یجوری بودیم یکی میومد اینجا می گفت برادرم اینکارو کرد اینکارو کرد
منم از قافله عقب نیافتم
داداشای من هم خدا رو شکر زندگی خوبی دارن
بنظر من ادم باید توکل کنه و خرج الکی نکنه (منظورم شخص خاصی نیس)
داداش من با رتبه دو رقمی وارد دانشگاه دولتی شد ولی بخاطر اینکه می خواست ایمانشو حفظ کنه نتونس دووم بیاره و درسش رو رها کرد بعد همه گفتن چقدر بدبخته این چرا اینطوریه ووووو
حتی می خواست رو بیاره به کارگری که استخدامی زدن تو 4تا استخدامی با هم قبول شد با مدرک دیپلم بعد رفت سر کار بعد ازدواج کرد همین طوری کم کم پیشرفت کرد تا الان که در بهترین جا و مکان شغلش تو کشور در حال کاره مدرک کارشناسی ارشدشو گرفته و می خواد برا دکترا امتحان بده زندگیش هم خدا رو شکر می گذره هم خونه داره هم ماشین طوری پیشرفت کرد که بالاترین مدیران همون شغلش فقط بخاطر ایمانش باهاش دوست شدن و بهش کمک کردن
پدرم می گه فقط خدا کمکش کرد
من کمک خدا رو دیدم کسی که هیچ کسی بهش امید نداشت الان یکی از بهترین شغل ها رو داره همش هم بخاطر حفظ ایمان و دوری از گناه
یه شب بهم می گفت جو خوابگاه خیلی بد بود منم نمی خواستم گناهی مرتکب بشم واسه همین نمی رفتم خوابگاه و سر کلاس درس
البته هر کسی ساختار مخصوص به خودش رو داره درسته که می تونست راهکار بهتری واسه خودش انتخاب کنه ولی مهم اینه که گناهی مرتکب نشد و شب و روز همیشه قران می خوند و نمازاش سر وقت
همیشه منو می برد بالای پشت بوم و از خدا برام می گفت تا خود صبح
خدا رو شکر الان باعث افتخار پدر و مادرم هست
و این واسه من الگو شد که خدا بخواد کمک می کنه
به همین نحو دو داداش دیگرم هم رفتن سر کار و با حقوق خوب
این نظر خودم هست بنظر من پول زیادی اصلا خوب نیس ادم بتونه یه امکانات خوب رو واسه خونوادش فراهم کنه واسه نون شبش به کسی محتاج نباشه کافیه
پول زیادی جز دردسر چیزی نداره خصوصا واسه کسی که یه عمری با حلال زندگی کرده
بنظر من اگر توکل کنیم خدا خودش همه چیزو حل می کنه بشرطی که به حرفش گوش بدیم

-----------------------------------------------------------------------------------------------
6-fezeh
یکی بود یکی نبود
روز ها می گذشت و من درباره ی تصمیمی که گرفته بودم تردید بیش تری می کردم. کسانی که به عنوان خواستگار می آمدند تا حدود زیادی دنبال خوش گذرونی بودند. سوالات و دغدغه های ذهنی من براشون کسل کننده بود و می خواستند از لذت هایی که تو دنیا دارم بگم. خوب من هم خوش گذرون بودم و... ولی دغدغه ی من این ها نبود. پول بله می شد گفت به مدد پدر هاشون پولدار بودند. خلاصه من انتخابم رو کردم و عده ای فکر کردن که من اشتباه کردم ولی بعد سه سال نمی دونم کجا رو اشتباه کردم؟ آخه کم بودی احساس نمی کنم. یه چیز می دیم و یه چیز دیگه می گیریم نه؟ خوب مال ما هم این طور بود. من پول داری و عشوه گری و تن پروری(انواع لباس و غذا و...) دو دادم و آرامش گرفتم!
اما حالا که ازدواج کردیم کم با برکت تا حالا شنیدین؟
نه این که آدم مثل قبل خرج کنه و کم نیاد. خوب آدم عقل داره و کم تر خرج می کنه ولی خرج های ضروری قلمبه هم یه جوری جور میشه
اکثرا اهداف اقتصادیمون رو با وام های با بهره ی عادلانه عملی می کنیم و کم کم پیش میریم
الحمدلله
الآنم بعضی ها بهم میگن سرخوشی
بعضی میگن هنوز بچه ای و...
اما به نظر خودم خوشبختم که همسری دارم که من رو کامل درک میکنه و آرزوش پیشرفت و لبخند منه
سالگرد عقدمونه راستیا اما عزای امام واجب تره. پس مبارک نباد!
-------------------------------------------------------------------------------------------------------
7-majid-torabi

با سلام
من روزی که قصد ازدواج داشتم یه حقوق حداقلی داشتم و خیلی ها بهم گفتن نکن ولی وقتی با پدرم مشورت کردم گفت که از لطف خدا غافل نشو و این رو گفت که هر کس از ترس فقر ازدواج نکنه مسلمون نیست. منم رفتم جلو و هم تو ازدواج اولم و هم الان خدا پس از ازدواج چنان برکتی بهم داد که باورم نمیشد. منی که در زمان تجرد نمی تونستم پس انداز کنم بعد از ازدواج کلی پس انداز کردم. بعد از مدتی کارم رو عوض کردم و درآمدم خیلی بهتر شد. بعد از به دنیا اومدن دخترم باز هم درآمدم بهتر شد و الان شکر خدا دست و بالم خیلی باز شده. باید به خدا توکل کرد. اونه که روزی رسونه. برای من کاملا ثابت شده. البته باید اول یه شرایط حداقلی داشت.
در کل این حدیث از پیامبر (ص) هست:
هر کس 3 خصلت داشت به او دختر دهید: 1- دیندار 2- با اخلاق 3- اهل کار
در ضمن اهل کار یعنی طرف واقعا کار کن باشه نه اینکه کار و درآمد بالایی داشته یا دنبال مادیات باشه چون با ایمان به خدا کار کردن هم آخرت رو میسازه و هم دنیا رو.

..با سلام
همسر اولم اهل دین نبود (اشتباه در انتخاب همسر نه شرایط ازدواج) و بعد از ازدواج خیلی وسعت رزق نداشتم ولی محتاج کسی هم نبودم و گلیم خودم رو از آب بیرون میکشیدم ولی هرچی در میاوردم خرج میشه و اصلا برکت نداشت. در ازدواج دومم با دید باز و عاقلانه انتخاب کردم و الحمدلله خداوند همسر خوب و دینداری نصیبم کرد. همین عامل باعث شد از نظر مالی خیلی رشد کنم. بعد از تولد دخترم (که اونم خیلی ها می گفتند تو این دوره زمونه خرج بچه رو نمیشه داد) به حد مطلوبی که مد نظرم بود (حتی بیش از تصورم) رسیدم.

وقتی انتخاب عاقلانه و آگاهانه و ازدواج هم به موقع باشه به نتیجه مطلوب که یکیش وسعت مالی هست میرسه...
تو همه شرایط باید به خدا توکل کرد البته:
با توکل زانوی اشتر ببند...

----------------------------------------------------------------------------------------------------
8-امیر محمد
سرم درد گرفت
سرود جان عزیز دلم کی گفته که عقلتو بذاری کنارو از خدا بخوای یا که از عقلت کمک بگیری و خدارو فراموش کنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
داداشی وقتی من رفتم خواستگاری 300 هزار تومن بیشتر نداشتم، سرباز بودم، هیچ شغلو هنریم نداشتم، بابا نداشتم، پارتی و زمینم نداشتم که بفروشم.................الان یه زن خوب دارم سرویس طلایی که خریدم براش کامله جهزیه دوتامون کامله پول رهن خونمون تو حسابمه پول مجلس عروسیمم جوره کارمند یه شرکت معتبرم. تلاش کردم فکرمو متمرکز کردم ولی از یه چیزی مطمئنم اونم خواست خداست. به اسم خودش هنوز متحیرم از اینکه چی شدکه تونستم.خیلی تلاش کردم، کار سخت ولی میدونم اون بود که به تلاشای من جهت داد و نخواست که منحرف بشم.
تا حالا اسم هاوارد هیوز رو شنیدی؟ موفقیت هاشو بخون سخنرانیاش تو دادگاه رو پیدا کن کارهای جسورانه اش رو هم ببن ........................... آخر کارشم ببین.
خیلیا از منو تو زرنگ تراش بودن که آخرش نفهمیدن چی شد که اوضاعشون برگشت
خیلیام از منو تو با فکر سطح پایین تر بودن که با تلاش والبته توکل خیلی از منو تو جلوتر رفتن

یه چیز ملکه ذهنم شده تو این مدت دوسال

تکیه بر خود، توکل برخدا

دیگه این حرفا رو نزن، اگرم نمی خوای قبول کنی پس تو خودت نگه دار
بذار دیگران بهش عمل کنن و نتیجشم ببینن

---------------------------------------------------------------
9-کبوتر حرم

لا حول و لا قوة الا بالله

چند شب پیش اخبار 20:30 رو نگاه کردید
گزارشی از ازدواج دانشجویی بچه های امیرکبیر رو نشون داد
یه بنده خدایی بود که گفت من نه سربازی رفتم ، نه کار دارم ، نه سرمایه دارم اصلاً هیچی ندارم نمیدونم چرا این دختر رو به من دادن
این آقا بهترین دوست منه و واقعاً همونی هست که گفت
شب قبلش هم که با هم بودیم دقیقاً همین حرفها رو به من میزد
اما فوق العاده بچه پاک و مومنیه و البته خیلی زرنگ و با پشتکار
الآن برای سربازی تو سپاه تهران برنامش درست شده که تو شهر خودش باشه ، یه کار خوب هم پیدا کرده که خیلی ها شاید سمت این کار هم نرن ولی این دوست من از همین کار 5-4 میلیون درآمد داره ، یه زمین هم داشت که یکی پیدا شده گفته 4 طبقه میسازم 2 تا رو من برمیدارم 2 تا هم برای تو
از همه مهمتر مهریه همسرش هم 14 سکه هست
و تاکید داشت که ازدواجش خیلی بیشتر از اینها براش برکت داشته
با خدا باش و پادشاهی کن
بی خدا باش و هرچه خواهی کن
از خدا بخواهیم تا خدا بهترین ها رو فراهم کنه
---------------------------------------------------------------------------------------

10-باغ بهشت


سلام
ملاک من برای انتخاب همسر،در درجه ی اول ایمان فرد بود.زمانیکه همسرم به خواستگاری بنده اومد ایشون در حال گذراندن خدمت سربازی بودن.تقریبا 7،8ماهی رو گذرونده بود.از فوت پدرش هم 2 ماه بیشتر نگذشته بود . ایشون به علت سرباز بودن کاری نداشتند.خب حالا یه فردی که نه کار داره،نه پشتوانه ای مثل پدر!من فقط به علت ایمانی که داشتند به ایشون پاسخ +دادم.زمانی هم که وارد زندگی شدیم 7،8ماه از سربازیش باقی مونده بود.دورانی که سرباز بود را گذراندیم.بعد از اتمام سربازی دنبال کار گشت اما همه دنبال دیپلم و فوق دیپلم بودن و ایشون لیسانسس داشتند.تا اینکه 2 ماه پیش ایشون کار مورد علاقشو پیدا کرد.کاری که با تلاشش هم میشه روزیمون با یاری خدا زیاد بشه هم ارتقای شغلی پیدا خواهد کرد.همه ی اینا لطف خداست.و من از ایشون و از زندگیم خیلی راضی هستم.

--------------------------------------------------------------------------------------------------------
شما هم از تجربه هاتون بگید تا استفاده کنیم
لینک جایی که مطالب رو از اونجا برداشتم
http://www.askdin.com/thread23826.html
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل (پنهان میماند) :
وب/وبلاگ :
متن نظر :